سجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو

همکلاسی‌ها

 

خاطرات کودکی زیباترند  /   یادگاران کهن مانا ترند

درس‌های سال اول ساده بود   /   آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ   /   روبه مکارو دزد دشت وباغ

روز مهمانی کوکب خانم است /  سفره پر از بوی نان گندم است

 کاکلی گنجشککی با هوش بود   /  فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز وسرمای شدید  /  ریز علی پیراهن از تن میدرید

 تا درون نیمکت جا میشدیم  /  ما پرازتصمیم کبری میشدیم

پاک کن هایی زپاکی داشتیم  /  یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت / دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستان ما از آه بود  /  برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ  /  خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسی‌های من یادم کنید  /  بازهم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی‌های درد و رنج و کار  /  بچه‌های جامه‌های وصله‌دار

بچه‌های دکه خوراک سرد  /  کودکان کوچه اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود  /  جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم  / لا اقل یک روز کودک می‌شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش  /  یاد آن گچ‌ها که بودش روی دوش

ای معلم یاد و هم نامت بخیر  /  یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی‌ترین احساس من  /  بازگرد این مشق‌ها را خط بزن

[ ۱۳٩٠/۱۱/٤ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ سجرو ] [ نظرات () ]